الشيخ حسين المظاهري
432
جهاد با نفس (فارسى)
امام صادق ( ع ) مىفرمايد : علمش در مقابل علم ما قطرهاى در مقابل دريا بود . وقتى « عاصف بن برخيا » به واسطهء رابطهاى كه با خدا داشت مىتواند تخت بلقيس را از يمن به فلسطين بياورد ، مثل امام حسين ( ع ) كه رابطهاش با خدا دريا بود و آن يكى قطره ، رابطهاى با خدا اين اندازه است ، آيا نمىتواند حاجت بدهد ؟ آيا نمىتواند درد بىدرمان را از بين ببرد ؟ آيا نمىتواند گرفتارى را اصلاح كند ؟ مگر اين كه قرآن را قبول نداشته باشيم و الا توسل ريشهء قرآنى دارد . شيعه افتخارها دارد ؛ شيعه امام حسين ( ع ) دارد ، شيعه زينب ( س ) دارد . حيف است شيعهاى كه امام حسين ( ع ) دارد ، اما حسين را فراموش كند . حيف است شيعهاى كه حضرت بقيهالله ( ع ) دارد امام زمانش را فراموش كند . يكى از بزرگان كه در زمان طاغوت دو پسر خود را از دست داده بود همسرش خيلى جزع و فزغ مىكرد و بالاخره به واسطهء جزع و فزغ و اين مصيبت فلج شد ، چشمهايش را هم تقريباً از دست داد ، جوانى خود را هم تقريباً از دست داد يعنى اين زن پيرى زودرس پيدا شد . اين زن و مرد الان هم هستند . بنا شد كه اين زن را به تهران ببرند و در بيمارستان بخوابانند تا فلج او درمان شود . اين آقا مىگفت : ديدم فردا اول اذان صبح مهيا هستند اين زن را ببرند ، چند تا بچه هم دارد كه بىسر پرستند ، قدرى نگران شدم رفتم به آقا امام