الشيخ حسين المظاهري
382
جهاد با نفس (فارسى)
اگر مىخواهى هميشه دست عنايتم روى سر تو باشد بايد بياى . چه دعوتى از اين بالاتر ؟ چه افتخارى بالاتر از اين و چه لذتى از اين بالاتر ؟ اگر شما مىبينيد كه اميرالمؤمنين ( ع ) در دل شب غش مىكند ( بىهوش مىشود ) ، خيال مىكنيد كه اين غشها از ترس جهنم بوده ؟ اين حرفها نيست ، بالاتر از اينهاست ؛ گريه ، گريهء شوق است ، گريه عاشق در مقابل معشوق است ، غش كردن عاشق در مقابل معشوق است ، غش كردن ( بىهوش شدن ) عبد در مقابل مولاست . اگر مىبينيم زهراى مرضيه ( س ) شيشهاى پر از اشك دارد و مىگويد اين را در كفن من بگذاريد ، خيال نكنيد همهء اينها براى خوف از خدا بوده ؟ نه ، بيشتر اينها براى چيز ديگرى بوده ، بيشتر اينها براى اين است كه زهراى مرضيه ( س ) - بقول آن شاعر - مىخواهد در روز قيامت شاهد داشته باشد . شاهد براى چه ؟ شهادت اشكها ، اشكهاى عاشق در مقابل معشوق . از الذ لذات براى زهراى ( س ) راز و نياز با خدا در دل شب است ؛ الذ لذات براى آقا اميرالمؤمنين راز و نياز با خدا در دل شب است . الذ لذات براى يك زن متوجه و براى يك مردِ متوجه ؛ دعاى كميل است . اين كه در وسط دعاى كميل شوق پيدا كند ، به عالم ملكوت برود ، وقتى كه يارب يارب ، يارب ، مىگويد از همه چيز جز خدا منقطع شود . اين ، لذت است و اين لذت يعنى دعا كردن كمكم بايد پيدا بشود . توجه به اين دعا كمكم به آنجا مىرسد كه براى يك « يا الله » دنيا را حاضر