الشيخ حسين المظاهري

315

جهاد با نفس (فارسى)

گناهان او آمرزيده مىشود . روايت دارد وقتى زنى بچه‌اش گريه مىكند ، از خواب بلند مىشود و او را شير مىدهد ، بىخوابى مىكشد و بر گريهء بچه‌اش صبر مىكند مثل اين است كه غلامى را خريده و آزاد كرده باشد . او مىگويد كه براى خدا آبستن هستم ، براى خدا سختى آبستنى را بر خود تحمل مىكنم ، براى خدا تربيت مىكنم ، وقتى هم كه وارد جامعه شد مىخواهد به درد من بخورد يا نخورد . اتفاقاً وقتى براى خدا شد به درد خواهد خورد ، باقيات صالحات مىشود و به قول قرآن « قره اعين » مىشود ، چشم روشنى دنيا و آخرتش مىشود ، اين زن ديگر كينه‌تور نمىشود ، چرا ؟ براى اين كه هنگامى كينه‌توز مىشود كه كار مىكند براى اين كه شوهرش از او تقدير و تشكر كند ، وقتى كه شوهر تقدير نمىكند آن توقع برآورده نمىشود ، خواه ناخواه اختلاف پيدا مىشود ؛ وقتى هم كه بچه بزرگ مىكند تا در آينده كمك او بشود و بعد مىبيند دخترى آمد و اين فرزندش را برد و تمام شد ، حالت مادر شوهرى او گل مىكند ، كينه توز مىشود و يا وقتى كه در خانه براى خدا كار نمىكند ، بلكه براى اين كه كاسه جايى رود كه قدح باز آيد ، براى اين كه شوهر به بگويد تو خوب زنى هستى ، زنها به او بگويند اين چه زن خانه‌دارى است ، توقع او برنمىآيد ؛ وقتى هم توقع برنيامد خواه‌ناخواه ضعف اعصاب از اين جا شروع مىشود ، در مقابل شوهر قد علم كردن و زبان درازى كردن از اينجا سرچشمه مىگيرد و بالاخره وقتى كه كار براى خدا