الشيخ حسين المظاهري
280
جهاد با نفس (فارسى)
يكى درد و يكى درم - - ان پس - - ندد يكى وصل و يكى هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آن - - چه را جانان پسندد البته در اين داستان عبد و مولا ، اصل قضيه غلط است ، يعنى مولا حق ندارد به عبد تازيانه بزند ، و اين عبد و مولايى فقط دربارهء پروردگار متعال صادق است . چنانچه شعر باباطاهر هم دربارهء حق تعالى است ، زيرا وقتى ما مطمئن شديم كه خدا عادل و رحيم است ، خواه ناخواه تسليم بىچون و چراى او مىشويم و اگر خدا براى ما مصيبت و گرفتارى پيش آورد ، مىدانيم كه حكمتى داشته و بىعدالتى نيست و رأفتى از طرف خداوند است و مىتوانيم از همين مصيبت ، استفادهها بكنيم . همچنين اگر خدا نعمت داد ، باز تسليم هستيم و پسنديم آنچه را جانان پسندند . كسى كه موقعيت عبد بودن خود را ترك نكرده ، مصداق آيهء شريفه : « ان الانسان خلق هلوعاً اذا مسه الشر جزوعاً و اذا مسه الخير منوعا » « 1 » مىشود . يعنى آدمهاى معمولى سبكسرند . اگر دچار مصيبتى شوند . داد و فرياد مىكنند و اگر نعمتى براى ايشان بيايد ، سركش و طغيانگر مىشوند : « ان الانسان ليطغى ان رآه استغنى » « 2 » .
--> ( 1 ) . سوره معارج - آيات 19 ، 20 و 21 . ( 2 ) . « همانا انسان اگر خود را در بىنيازى ببيند ، طغيان مىكند » . سوره علق - آيهء 6 .