الشيخ حسين المظاهري

265

جهاد با نفس (فارسى)

شيشهء بشكسته را پيوند كردن مشكل است . يعنى آقا اگر يك زخم زبان در خانه به همسرت بزنى ، دلش بشكند ، محبت از دلش بيرون برود ، ديگر برگشت محبت كارى است بسيار مشكل ؛ چه بسيار ديده‌ام كه يك زبان درازى از خانم موجب شد كه كم‌كم قطره قطره جمع شد و آنگاه دريا شد ، اختلاف خانوادگى به طلاق منجر گرديد و علاوه بر خود ، بچه‌هايشان را بيچاره كردند . در اول يك جمله بيش نبود اما همين جمله و زبان درازى كم‌كم به جاهاى باريك رسيده است . ابن مقفع يك اديب ايرانى در زمان منصور دوانيقى بود - اين خلفاى بنىعباس ، مخصوص ؛ منصور ، هارون و مامون مردم را سرگرم قصه‌ها و ادبيات يونانى ، فارسى ، عربى و ترجمه مىكردند . وى چون اديب بود ، در دربار خلفاى بنىعباس خيلى قرب داشت و همه از او حساب مىبردند - يكى از عوامل غرور علم است ؛ اگر انسان مواظب خودش نباشد مثلًا مدرك ديپلم و ليسانس با فرض اين كه خودش مىداند چيزى نيست ، اما غرور مىآورد . - چون ابن مقفع مواظب خودش نبود مغرور بود ، غرورش به جايى رسيد كه حتى استانداردهايى را كه به بصره مىآمدند ، مسخره مىكرد . مثلًا وقتى فرماندارى در جلسه مىآمد ، و مىگفت : سلام عليكما ،