الشيخ حسين المظاهري
237
جهاد با نفس (فارسى)
كه انور سادات نسبت به امام كرده بود ، امام مثل اين كه سؤال را اصلًا نشنيده ، حرف را به جاى ديگر بردند و گفتند : آن اسلامى را كه سادات مىخواهد پياده كند ، آن اسلام آمريكايى است و مثر اگر بخواهد سعادتى داشته باشد ، بايد در آن ، اسلام حقيقى پياده شود . من در آن لحظه ياد سخن على ( ع ) افتادم كه فرمود : « امر على اللئيم يسبنى » ، از آدم پستى گذشتم كه به من فحش مىداد ، من او را نديده گرفته و از او گذشتم . اين مطلب تكرارى را باز براى شما بگويم كه در اخلاق بايد تكرار باشد . عايشه پيش پيغمبر نشسته بود و چند يهودى توطئه كرده بودند كه پيغمبر را اذيت كنند . يكى از آنها آمد و به جاى سلام عليكم به رسول الله گفت : « سام عليكم » - سام يعنى شمشير و در اصطلاح ما عليكم يعنى مرگ بر تو باد - پيغمبر در جواب فرمود : « عليكم » ، يعنى اگر خوب يا بد گفتى بر خودت باد . دومى آمد و گفت : « سام عليكم » . حضرت فرمود : « عليكم » . يهودى سوم آمد و گفت : « سام عليكم » . پيغمبر فرمود : « عليكم » . عايشه پيش پيغمبر ( ص ) بود . دفعه اول و دوم و سوم صبر كرد ، اما چهارمى آمد ، عايشه عصبانى شد و گفت : « يا ابناء القرده و الخنازير » « 1 » يعنى اى پدر خوكها و اى پدر ميمونها اين چه بازى
--> ( 1 ) . اين جمله ماخوذ از آيه قرآن است كه خداوند بعضى از بنىاسرائيل را به سبب گناه خوك و بوزينه قرار داد .