الشيخ حسين المظاهري

234

جهاد با نفس (فارسى)

در برابر مشكلات مىايستد و مانند دريا آنها را هضم مىكند و در مقابل « خيرات » شكرگزار است . آن انسان « هلوع » ( سبكسر ) است كه « اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخير منوعا » . انسان سبكسر در برابر مشكلات جزع و فرياد مىكند و زبان كفرآميز پيدا مىكند . و در مقابل همسر داد و فرياد به راه مىاندازد ؛ اگر در برابر نعمت قرار گيرد ، خودش را گم مىكند . تمام اينها براى اين است كه در اين قبيل افراد شرح صدر وجود ندارد . راوى مىگويد : يكى از زنهاى پيغمبر ( ص ) آش پخته بود و ميل داشت پيغمبر نيز از آن آش بخورد ؛ چون پيغمبر در خانه عايشه بود ، كاسه‌اى از آن آش برداشت و به خانه عايشه برد . كاسهء آش در مقابل پيغمبر بود و ايشان تمايل به خوردن آش هم داشت . يك دفعه عايشه عصبانى شد و گفت : چرا « هوو » آش آورده ، و با نوك پا به كاسهء آش زد ؛ كاسهء آش از اتاق به بيرون افتاد و آشها به زمين ريخت و كاسه هم شكست . سعه صدر را در پيامبر ببينيم ؛ پيامبر به عايشه نگاه كرد و فرمود : اى عايشه ، چرا اين طور كردى ؟ كاسهء آشى بود ، با همه مىخورديم ؛ اكنون كه كاسهء مردم را شكستى ، كار را مىكردى و ضامنى كه كاسه را به صاحبش برگردانى ؛ آش را به زمين ريختى ، اسراف كردى و فعل حرام انجام دادى و هديهء مردم را رد كردى كه آن هم از شأن آدميت به دور است ؛ حالا تقاضا دارم كه از اين به بعد از اين كارها