الشيخ حسين المظاهري

208

جهاد با نفس (فارسى)

نقل مىكنند كه جوانى در زمان حضرت موسى خيلى گناه كرد و به قدرى آلوده شد كه خطاب شد از شهر بيرونش كنيد . اين جوان به بيابان رفت ، كم‌كم دم مرگ ، آنجا تنها شد و ديگر كسى جز خدا نداشت و وقتى ياد گناهانش افتاد ، شرمنده شد ، گفت : « يا من له الدنيا و الآخرة ارحم من ليس له الدنيا و الآخره » . يعنى اى كسى كه هم دنيا دارى هم آخرت ، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد و نه آخرت . روايت مىنويسد : پروردگارِ عالم او را پذيرفت ، حتى ملائكه را به صورت پدر و مادر و خويشان بالاى سرش فرستاد ؛ وقتى از دنيا رفت ، به حضرت موسى خطاب شد كه يكى از بندگان خوب ما مرده ، برو دفنش كن . حضرت آمد ، ديد همان جوان گنهكارست كه در اثر گناه تبعيد شده است . گفت : خدايا ، اين همان جوان لاابالى است ، چطور شده كه بنده خوب تو شد خطاب شد : اى موسى ، درگه ما درگه نوميدى نيست ، وقتى گناهكار بود ، بد بود ، اما آب توبه گناهش را شست ، لذا او را آمرزيدم و بهشتى شد . بر فرض هم كه اين قضيهء تاريخى را كه نظيرش زياد است نداشتيم ، مسلم از نظر فلسفه و عرفان و اخلاق بايد بگوييم كه در اسلام بن‌بست نيست . پس آيه شريفه ، زنگ خطر است ، يعنى معمولًا آدمى كه دم مرگ است صحنه‌ها مىبيند . روايت داريم كه اميرالمؤمنين - سلام الله