الشيخ حسين المظاهري
200
جهاد با نفس (فارسى)
كرده خدا خدا كند ، نمىدانيد به كجا مىرسد ؟ فضيل بن اياز مىشود ، بشر حافى مىشود . حر بن يزيد رياحى را به ياد بياوريد و يقين داشته باشيد كه گناه هر چه بزرگ باشد ، آمرزيده مىشود . حربن يزيد رياحى خودش مىگفت : حسين جان ، اول كسى هستم كه بدن زينب ( س ) را لرزاندم . او كسى است كه نگذاشت امام حسين ( ع ) به مدينه برود ، نگذاشت به كوفه برود ، آقا امام حسين ( ع ) را محاصره كرد تا لشكر جمع شدند و امام را شهيد كردند . اين گناه خيلى بزرگ است اما توبه او بزرگتر است ، رأفت خدا بزرگتر است ، رأفت امام حسين ( ع ) بزرگتر است . مىگويد : روز عاشورا ديدم حر متلاطم است - به اين توبه مىگويند ، استغفرالله نمىخواهد . - ديدم مىلرزد ، گفتم : چرا مىلرزى ؟ هنوز جنگى به پا نشده ، چه خبر است ؟ گفت : نه ، خودم را بين بهشت و جهنم مىبينم ، چه كار بدى كردم ، حالا چه كنم ؟ به خدمت امام حسين ( ع ) آمد ، امام حسين يعنى مظهر رحمت خدا - قبلًا گفته شد كه خداوند خطاب به بندهء خود مىگويد : بندهء گنهكارم ، بيا ، سلام عليكم - امام حسين ( ع ) هم فرمود : ابوالفضلم ، برو به او بگو سلام عليكم . ابوالفضل به استقبال حر آمد ، او را به نزد امام حسين ( ع ) برد . حر سر را به زير انداخت ؛ توبه يعنى همين ، آدم در دل شب از اين كه در محضر ربوبى گناه كرده خجالت زده مىشود . اين همان جملهاى است كه رهبر عظيم الشأن انقلاب - قدس