الشيخ حسين المظاهري
108
جهاد با نفس (فارسى)
ديگرى مشكل مرض دارد و بالاخره اين دنيا « دار بالبلاء محفوفه » است . خدا رحمت كند مؤذن مسجد سيداصفهان را كه قبل از اذان صبح به گلدسته مىرفت و در آنجا مناجات مىكرد تا وقت اذان صبح فرا رسد ؛ اين شخص به من گفت : روزى به آنجا رفته بودم و نگاه مىكردم - چون بر خانهها مسلط بود - ديدم كه يكى مرده و برايش گريه مىكنند و در جاى ديگر عروسى دارند و خوشحالى مىكنند ، يك طرف ديگر زنى زائيده بود . دنيا يعنى همين ، نمىشود كه انسان در دنيا باشد و دنيا صددرصد بر وفق مراد او بگردد ، اين امر معنى ندارد ، بلكه مصيبت و نگرانى فراوان است ، مانند سيل است ؛ اگر انسان بتواند در مقابل اين مصيبتها عرض اندام كند ، مىتواند از همين مصيبتها استفاده كند ، د راين صورت همين مشكلات براى او بالاترين نعمتها مىشود ، زيرا كه اين مشكلات موجب مىشود كه ارادهء او تقويت شود ، تقويت روح برايش پيدا مىشود ، براى او استكمالى پيدا مىشود و هدف از خلقت انسانها نيز همين استكمال است ، اما اگر نتواند بر مشكلات فائق شود ، اين مشكلات مثل سيل او را مىبرد ، جزع و فزع مىكند ، تا آنجا كه كمكم به سرحد كفر مىرسد ، بدانجا مىرسد كه ضعف اعصاب پيدا مىكند ، اولا برايش اختلاف خانوادگى به وجود مىآيد ، ثانياً دوستانش را از دست مىدهد ، ثالثاً و بدتر از همه منجر به ناسپاسىها و كفر مىشود ؛ اين آيه شريفه دنيا را اين چنين معرفى مىكند .