الشيخ حسين المظاهري
100
جهاد با نفس (فارسى)
غسل كردند ، نماز شب خود را خواندند ، مرد خواست به نماز جماعت برود ، زن گفت : يك مسئله دارم . گفت چيست ؟ گفت : اگر كسى امانتى پيش ما گذاشته باشد ، بيايد و بگويد امانت مرا بدهيد و شما ممانعت كنيد و ندهيد ، چطور است ؟ گفت : خيلى آدم بدى هستم ، خيانت در امانت خيلى بد است ، امانت مردم را بايد رد كرد . زن گفت : درست است ؟ گفت : بلى . گفت : سه سال قبل خدا به ما امانتى داد ، تا ديروز مىخواست اين امانت پيش ما باشد و پيش ما بود ، ديروز آن امانت را برد ، بچهات مرده و در آن اطاق است ، برو نماز بخوان ، چند نفر را برداشته بچهات را ببر و دفن كن . مرد گفت : الحمدلله رب العالمين . به نماز رفت ، مثل اين كه پيغمبر ( ص ) مهيا بود ، تا وارد شد پيغمبر ( ص ) فرمودند : مبارك باد ديشب شما . بله ، معلوم است كه مباركست ، قرآن مىگويد مباركست . قرآن مىفرمايد : « فاصحاب الميمنة ما اصحاب الميمنء و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشمئة و السابقون السابقون اولئك المقربون » « 1 » . يعنى اين زن و اين مرد باسعادتند ، چه سعادتى . اما كسانى هم كه رابطه با خدا ندارند شومند ، بدبختند ، چه شومى ؛ قرآن مىفرمايد چه شومى ، چه بدبختى ، مصيبت را مىچشد اما هيچ اجر هم ندارد ،
--> ( 1 ) . سوره واقعه - آيات 8 ، 9 ، 10 و 11 .