سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

94

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

علّت قبح منظر اين باشد كه در اثر شدائد حرب و اصابت جراحات به آن چنين شده باشد . و كلمه [ تعدوا ] يعنى بسرعت مىبرد من را . و [ صارخ الوغى ] يعنى استغاثه‌كننده در حرب و جنگ و [ مستلئم ] يعنى كسى كه زره در تن كرده است و كلمه [ باء ] بر سر ان به معناى مصاحبت و معيّت است . و كلمه [ فنيق ] يعنى مخلّ و نرمى كه مكرّم و محترم باشد . و كلمه [ مرحّل ] از رحّل البعير يعن اشخصه من مكانه و ارسله مىباشد . بنابراين معناى اين بيت اينست : بسا اسب قبيح المنظرى كه من را بسرعت به طرف فريادكننده‌اى كه طلب پناه مىكند مىبرد درحالتيكه همراه هستم با شخصى كه زره به تن نموده همچون نرى كه از مكانش به طرفى ديگر فرستاده شده باشد . تقدير اين عبارت چنين است : تعدو بى و معى من نفسى مستعد للحرب بالغ فى استعداده للحرب حتّى انتزع منه مستعد آخر . يعنى : اسب مذكور من را بسرعت به طرف فريادكننده مىبرد در حالتى كه با من پوشنده زرهى همراه است كه از نفس من انتزاع شده زيرا نفس من بقدرى براى حرب و جنگ استعداد دارد كه ميتوان از آن مستعد ديگرى را انتزاع نمود . از جمله : تجريد است كه بواسطه دخول كلمه [ فى ] در منتزع منه صورت ميگيرد مانند فرموده حقتعالى :