سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
387
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
اصرار دارند و امّا متقدّمين عنايت چندانى به آن نداشته و تمايلى نسبت به آن از خود نشان نمىدادند . پس از آن مىگويد : تمام فواتح و خواتم سورهها بر احسن وجوه و اكمل طرق بلاغت وارد شدهاند زيرا در آنها انواع اشاره و اقسام فنون به كار رفته مضافا باينكه يا از قبيل ادعيّه بوده و يا از سنخ وصايا و مواعظ و تحميدات و غير اينها از امورى كه بجا صادر شدهاند مىباشند بطورى كه عبارت از وصف كنه آن قاصر و نارسا است و چگونه اينطور نباشد و حال آنكه كلام خداوند سبحان در رتبه اعلى از بلاغت بوده و در مرتبه قصواى از فصاحت مىباشد . و چون اين معنا بر برخى از اذهان مخفى بوده و به ملاحظه اشتمال پارهاى از فواتح و خواتم بر ذكر اهوال و افزاع و احوال كفّار و امثال اين امور ظاهر و قابل تصديق نمىباشد لاجرم مصنّف در مقام ازاله اين خفاء اشارتا گفته است : ورود جميع فواتح و خواتم سور بر احسن وجوه امرى است كه با تأمّل و دقّ و در نظر گرفتن آنچه قبلا گذشت يعنى اصول و قواعدى كه در ضمن فنون سهگانه بيان شد و احدى غير از علام الغيوب به تفاصيل آنها احاطه ندارد روشن و ظاهر مىگردد چه آنكه بكمك ياد آوردن اين اصول و قواعد و توجّه به آنها به خوبى معلوم مىشود كه هريك از اين اهوال و افزاع و احوال كفّار بملاحظه مقتضيات احوال و در مورد خود واقع شدهاند اگر چه هريك از سورهها نسبت به معنائى كه حامل آن است مشتمل بر لطف فاتحه و منطوى بر حسن خاتمه مىباشد .