سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
349
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و لفظ [ مجرّ ] منصوب است بنابراينكه مفعول دوّم باشد براى [ يذكّرنى ] و فاعل آن ضميرى است كه به و [ وهم ] راجع است . شاهد در اينستكه : دو مصراع ذيل يعنى : تذكرت ما بين العذيب و بارق * مجر عوالينا و مجرى السّوابق مطلع قصيدهاى استكه ابو الطّيب آن را سروده و ابن اصبع تضمين شعر خود كرده است . و [ عذيب ] و [ بارق ] نام دو مكان مىباشد و كلمه [ ما بين ] ظرف است براى [ تذكّر ] يا [ مجر ] و [ مجرى ] و اينكه برآندو مقدّم شده از باب توسّع در ظروف مىباشد چه آنكه ظرف بر عامل خود كه در اينجا مصدر است جايز است مقدّم گردد . و ممكن است بگوئيم : [ ما بين ] مفعول است براى [ تذكرت ] و [ مجرّ ] بدل از آن است و معنا چنين مىباشد : ايشان بين ايندو موضع نزول كرده و در هنگام مطارده اسب سواران نيزههاى خود را به حركت درآورده و بر روى اسبها به مسابقه پرداختند . بنابراين شاعر دوّم از [ عذيب ] كه تصغير [ عذب ] است لب محبوبه را اراده كرده و از [ بارق ] دندانهاى او را كه شبيه به برق بودهاند و از [ ما بينهما ] آب دهانش را قصد نموده و اين توريه است و نيز كشيدهگى قدش را به تمايل نيزه و جريان اشگهايش بنحو تتابع را به حركت اسبهاى پيشرونده بسوى جنگ تشبيه نموده است . پس اين اصبع نكتهاى را كه توريه باشد در شعرش آورده كه