سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

339

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

شاهت الوجوه ( خدا روى شما را زشت و بدمنظر كند ) . كلمه [ قبح ] به صيغه مبنى للمفعول ( مجهول ) مىباشد يعنى ملعون باشد مشتق است از [ قبحه اللّه ] بفتح قاف يعنى خداوند او را از خير و رحمت دور نمايد . و كلمه [ لكع ] يعنى لئيم و پست . و مثال چهارم كه اقتباس از حديث در صورت نظم باشد مانند قول ابن عبّاد : قال لى انّ رقيبى سيىّ الخلق فداره * قلت دعنى وجهك الجنّة حفّت بالمكاره يعنى : آن دوست به من گفت كه پاسبان من بدخلق مىباشد پس با او نرمى و مدارا نما . گفتم واگذار من را روى تو همچون بهشت مىباشد كه بناخوشيها احاطه شده باشد . كلمه [ داره ] مشتق از [ مدارة ] يعنى ملاطفت و مجاملت مىباشد و ضمير مفعولى به رقيب راجع است . شاهد در اينستكه صاحب بن عبّاد اينكلام منظوم را از فرموده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى : حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات اقتباس كرده . و معناى بيت اين است كه : بر طالب بهشت صورت تو لازمست كه مكاره و ناخوشىها را تحمّل كند همانطورى كه طالب و خواهان بهشت مىبايد مشقّت و تكاليف را بر خود حمل نمايد .