سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

337

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

اقتباس و امثله آن امّا اقتباس : عبارتست از اينكه شطرى از قرآن يا حديث را تضمين كلام كنند اعم از آنكه كلام نثر بوده يا نظم باشد مشروط باينكه شئ تضمين شده را بعنوان قرآن يا حديث نياورند يعنى آن را بر وجهى آورند كه در آن هيچ‌گونه اشعار و اشاره‌اى نداشته باشد كه از قرآن يا حديث مىباشد لذا اگر در اثناء كلام بگويند : قال اللّه تعالى كذا . و يا : قال النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم كذا . و امثال اين گونه از تعبيرات البتّه اقتباس نيست . مصنّف براى اقتباس چهار مثال آورد و جهتش آنست كه : اقتباس يا از قرآن بوده يا از حديث : هركدام از ايندو يا در نثر است يا در نظم مىباشد . مثال اوّل كه اقتباس از قرآن و در صورت نثر باشد همچون قول حريرى : فلم يكن الّا كلمح البصر او هو اقرب حتّى انشد فاغرب . يعنى : نمىباشد از زمان مگر مثل يك چشم برهم زدن يا كمتر پس ابو زيد سروجى در اين زمان قليل و كم انشاء نمود و شيئى غريب و عجيب را به زبان آورد . در اين عبارت حريرى آيه شريفه را ذكر نموده ولى نه بعنوان اينكه قرآن و كلام الهى است بلكه مطلب منوى خود را با اين الفاظ بيان