سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
327
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
كلمه [ ظلّلت ] يعنى بر آنها سايه افكنده شده بود و صاحبان سايه گرديده بودند . و لفظ [ نواهل ] از نهل است يعنى سيراب گرديد و آن نقيض عطش مىباشد و ضمير در [ اقامت ] به عقبان الطّير راجع است . و [ و الرّايات ] يعنى علمها و مراد شاعر اينستكه مرغان مطمئن هستند كه از گوشت كشتهشدهگان طعمه داده خواهند شد . شاهد در اينستكه ابو تمام نسبت به معناى قول افوه كه گفته : رأى عين و آن دلالت دارد بر نزديك بودن مرغان به لشگريان بطورى كه بالعيان ديده ميشوند نه آنكه به خيال بيايند ( و اين معنا شجاعت لشگريان و كشتارشان نسبت به دشمنان را تأكيد مىكند ) المام بخرج نداده چنانچه نسبت به قول ديگر او يعنى ثقة ان ستمار نيز كه دلالت مىكند بر اطمينان مرغان به طعام دادن لشگريان زيرا آنها به اين امر معتاد شدهاند ( و اين معنا نيز مؤكّد مقصود و مراد مىباشد ) . المام به كار نرفته است ولى در عين حال ابو تمام فقراتى چند كه موجب تحسين معناى مأخوذ از كلام افوه ( يعنى سير طيور به عقب و دنبال ايشان ) مىباشد را به آن اضافه نموده و گفته : الّا انّها لم تقاتل و فى الدّماء نواهل و اقامت مع الرّايات حتّى كانّها من الجيش و البتّه بايد توجّه داشت كه حسن جمله اوّلى يعنى [ الّا انّها لم تقاتل ] بواسطه همين عبارت ( اقامت مع الرّايات حتّى كانّها من الجيش ) حاصل مىگردد زيرا استدراك مزبور يعنى [ الّا انّها لم تقاتل ] حسن ياد شده را پيدا نمىكند مگر بعد از اينكه مرغان را با پرچم و علمها به پاخواسته قرار داده و آنها را در عداد