سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

325

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

استفهام در اين بيت باعتبار قيدى كه در آن ذكر شده يعنى حال كه [ و احبّ فيه ملامة ] باشد از قبيل استفهام انكارى است چنانچه گفته مىشود : أتصلّى و انت محدّث ( آيا نماز مىگذارى در حالى كه داراى حدث هستى ) . در اينمثال نيز استفهام باعتبار قيد كه حال باشد يعنى [ و انت محدث ] استفهام انكارى است البتّه در صورتى جمله [ و احبّ فيه ملامة ] را جمله حاليّه ميتوان قرار داد كه دخول واو حاليّه بر سر فعل مضارع مثبت جايز باشد چنانچه رأى برخى از ادباء چنين است يا مبتداء را محذوف دانسته و تقدير آن [ و انا احب فيه ملامة ] باشد . و ميتوان گفت [ واو ] عاطفه بوده و انكار راجع است به جمع بين امرين يعنى محبّت به محبوب و محبّت داشتن به ملامت در حقّ او . شاهد در اينستكه در بيت ابى الشّيص ملامت محبوب و سرزنش او بواسطه اعداء و دشمنانش محبوب و مطلوب قرار داده شده و در بيت ابو الطّيب مبغوضى تلقّى گرديده و آن نقيض قول ابى الشيص مىباشد ولى هركدام باعتبارى غير از اعتبار و لحاظى كه ديگرى ملحوظ داشته محبوب و مبغوض قرار داده‌اند فلذا ادباء فرموده‌اند : در اين نوع از اخذ و سرقت بهتر آنست كه سبب و جهت بيان گردد . فرد ديگر از اخذ و سرقت غير ظاهر سپس شارح گويد :