سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

320

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

يعنى : آن كشتگان برهنه شده بودند و مىدرخشيد خونهاى ايشان در حالى كه سرخ بود پس گويا از كثرت خون بر بدن آنها برهنه نبودند زيرا خونهاى درخشان بمنزله لباس براى ايشان بودند . و قول ابو الطّيب : يبس النجيع عليه و هو مجرّد * من غمده فكانّما هو مغمد يعنى : خشك شده بود خون بر آن شمشير و حال آنكه برهنه و از غلافش بيرون كشيده شده بود و آن خون خشك گويا غلافى براى آن محسوب مىشد زيرا خون خشكيده بمنزله غلاف است براى شمشير . در اين بيت شاعر معناى بيت اوّل را از كشتگان و مجروحين نقل داده و بجاى آنها شمشير قرار داده است . و از جمله آنها اينستكه معناى كلام دوّم از اوّل اشمل و گسترده‌تر باشد همچون قول جرير : اذا غضب عليك بنو تميم * وجدت النّاس كلّهم غضابا يعنى : هرگاه قبيله بنو تميم بر تو غضب كنند خواهى يافت تمام مردم را كه بر تو غضبناك هستند زيرا اين قبيله قائم مقام همه مردم هستند . و قول ابو نواس : و ليس على اللّه بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحد يعنى : از خداوند متعال هيچ بدور نيست كه عالم را در شئ واحدى جمع كند . شاهد در اينستكه معناى اين بيت از معناى بيت جرير اشمل است زيرا عالم هم شامل مردم و هم غير ايشان مىشود .