سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

309

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

نمىيافتند بسوى ارواح ما راه‌هائى را . ضمير در [ لها ] به [ منيّه ] راجع بوده و آن حال است از [ سبلا ] و [ المنايا ] فاعل است براى [ وجدت ] . و در نقلى [ يد المنايا ] روايت شده . شاهد در اينستكه ابو الطيب تمام معناى شعر ابو تمام را اخذ كرده به اضافه پاره‌اى از الفاظ آن كه لفظ [ المنيّه ] و [ الفراق ] و [ الوجدان ] باشد و لفظ [ نفوس ] را به [ ارواح ] مبدّل ساخته و در عين حال از نظر بلاغت ايندو بيت با هم مساوى هستند لذا شعر ابو الطّيب مذموم نيست ولى در عين حال فضل براى كلام ابو تمام است . سپس شارح گويد : و بگفته مصنّف اگر معنا به تنهائى اخذ و سرقت شود اين اخذ را اصطلاحا المام و سلخ خوانند . كلمه [ المام ] مشتقّ است از [ الّم ] يعنى قصد كرد و اصل آن از [ الّم بالمنزل ] بوده كه به معناى فرود آمدن در منزل مىباشد . و لفظ [ سلخ ] يعنى كندن پوست از گوسفند و مانند آن و ارتباط اين معنا با مورد بحث آنست كه گويا قائل دوّم از معنا جلد و قالب آن را كنده و يك جلد ديگرى به آن مىپوشاند چه آنكه لفظ نسبت بمعنا به منزله لباس مىباشد . اقسام المام و سلخ المام همچون اغاره بر سه قسم است زيرا كلام دوّم يا ابلغ از كلام اوّل بوده يا مادون آن مىباشد و يا با هم در يك عرض قرار دارند .