سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
280
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
حريرى شخصى است مقاماتى يعنى داراى قوّهاى استكه الفاظ مستحسنه را مطابق معانى تقديرى و خيالى برشته تحرير مىآورد نه آنكه بتواند الفاظ بديع را طبق معانى واقعيّه انشاء نمايد چه آنكه كتاب مقامات كه اثر وى هست جامع حكايات و قضاياى خيالى و تقديرى است نه واقعى و حقيقى و بعبارت ديگر : كتاب وى بمقتضاى اراده و تخيلات او نوشته شده و معانى الفاظ در اين كتاب تابع الفاظى است كه وى اختيار نموده وهمّ و غرض او در اين كتاب رعايت وجوه و صنايع لفظى است و به تبع آن معانى را نيز در نظر گرفته است و چقدر فرق است بين چنين كتاب و كتابى كه كاتبش مأمور بوده قضاياى واقعيّه را كما هو فى الواقع انشاء و تحرير نمايد و در مقام ترجيح بين صاحب بن عبّاد و صابى چقدر نيكو گفته شده : صاحب بن عبّاد مكتوباتش مطابق آنچه اراده و تخييل كرده است بوده ولى صابى آنچه را بوى امر ميشد مىنوشت و بين ايندو حالت فاصله بسيار است فلذا وقتى صاحب بن عبّاد به قاضى نوشت : ايّها القاضى بقم * قد عزلنا فقم اى قاضى شهر قم ، ما ترا از كار بر كنار نموديم پس به پا خيز و منصب خود را رها كن . قاضى گفت : به خدا قسم مرا از اين منصب عزل ننمود مگر رعايت همين سجع . يعنى صاحب بن عبّاد مقصود اصليش چون رعايت صنعت لفظى بود ميخواست بين دو مصراع كلامش جناس برقرار كند ولو معناى عبارت هرچه بشود لذا كلام مذكور را انشاء نمود پس از آن منجر شد به انشاء