سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
276
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
رأى خلّتى من حيث يخفى مكانها * فكانت قذى عينيه حتّى تجلت يعنى : البتّه از عمرو تشكّر و سپاسگزارى خواهم نمود اگر مرگ من بتأخير افتد و عمرى باقى باشد و اين تشكّر به خاطر نعمتهائى است كه از او به من رسيده بدون اينكه بر من منّتى نهاده باشد اگرچه نعمتهاى مزبور بزرگ و بسيار بودهاند . و آن عمرو جوانمردى است كه مال خود را از دوستش پنهان نمىكند و نيز در وقتى كه قدم او بلرزد وى اظهار شكايت نمىنمايد . عمرو نياز و حاجت من را از جائى كه مخفى بود به نظر آورد و اين نيازمندى من خارى در چشمش بود تا زمانيكه بواسطه احسان و بخششهاى او بر طرف گرديد . كلمه [ ايادى ] بدل است از [ عمروا ] و جمله [ لم تمنن و ان هى تجلّت ] يعنى نعمتهائى كه قطع نشده يا در عين بزرگ و زياد بودن مشوب و با منّت نبودهاند . و زلّت قدم و نعل كنايه از نزول شرّ و محنت است و كلمه [ خلّتى ] يعنى فقرى . و اينكه شاعر گفته : من حيث يخفى مكانها . علّتش اينستكه وى فقر و نياز خويش را پنهان كرده و در ظاهر خود را به صورتى جميل و آبرومند درمىآورده است . و ضمير در [ كانت ] به خلّتى راجع بوده و [ تجلّت ] يعنى انكشفت و زالت بواسطه اصلاح عمرو و اعطائش عطايا و بخششها را . يعنى از حسن اهتمام عمرو اينكه نياز و حاجت من را همچون دردى كه ملازم با اشرف اعضاء او يعنى چشمانش باشد تلقى نموده تا