سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
249
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
شارح گويد : كلمه [ سجعه ] در موضع مصدر يعنى مفعول مطلق واقع شده و تقدير كلام : جعل كلّ من شطرى البيت مسجوعا سجعه مىباشد . و بايد توجّه داشت كه اينكلمه مفعول دوّم براى [ جعل ] نميباشد زيرا نفس [ شطر ] سجع نميباشد بلكه سجع در آن قرار دارد . سئوال و جواب بفرض پذيرفتيم [ سجعة ] مفعول دوّم براى [ جعل ] باشد اين اشكالى ندارد و التزام به آن مضرّ نيست زيرا بنابراين فرض به مجموع [ شطر ] اطلاق سجع شده و پرواضح است كه اطلاق اسم جزء بر كلّ است كه آن اطلاقى شايع و رائج مىباشد پس نبايد بتاتا و بطور حتم مفعول دوّم بودن [ سجعة ] براى [ جعل ] را انكار نمود . شارح در جواب اينمقاله را پذيرفته و مىگويد : بلى صحيح است لذا ميتوان گفت : يا اطلاق [ سجعة ] به معناى خودش بوده نه آنكه بجاى مصدر و به معناى آن آمده باشد و اين اطلاق ، اطلاق مجازى و از باب تسميه كلّ باسم جزئش مىباشد . و بهرصورت مثال تشطير همچون قول ابو تمام طائى است در مدح معتصم : تدبير معتصم باللّه منتقم * للّه مرتغب فى اللّه مرتقب يعنى : اين فتح شهرها رهين تدبير معتصم باللّه است ، به