سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

231

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

مصنّف از اين قسم تنها همين مثال را ذكر نمود و سه‌تاى ديگر را بيان نكرد ولى من آن سه را در شرح ( كتاب مطوّل ) آورده‌ام طالبين به آنجا رجوع كنند . 12 - آنكه يكى از دو لفظ ملحق به متجانسين در آخر مصراع اوّل و ديگرى در آخر مصراع دوّم باشد مانند آنچه در قول عبد اللّه بن محمّد مهلبى وارد شده : فدع الوعيد فما وعيدك ضائرى * اطنين اجنحة الذّباب يضير يعنى : پس واگذار تهديد خود را چه آنكه آن هيچ ضررى براى من ندارد آيا صداى بالهاى مگس به كسى ضرر مىرساند . شاهد در [ ضائرى ] و [ يضير ] است كه اوّلى در آخر مصراع اوّل و دوّمى در آخر مصراع دوّم قرار گرفته و جامعشان اشتقاق مىباشد . 13 - آنكه يكى از دو لفظ ملحق به متجانسين در اوّل مصراع دوّم و ديگرى در آخر آن قرار گرفته باشد مانند آنچه در قول ابو تمام وارد شده : و قد كانت البيض القواضب فى الوغى * بواتر و هى الآن من بعده بتر يعنى : همانا شمشيرهاى برّان در وقت حرب قاطع و تيز بودند پس آن شمشيرها فعلا بعد از مردن او ( محمّد بن نهشل ) بدون فائده و بىاثر مانده‌اند . شاهد در [ بواتر ] و [ بتر ] است كه اوّلى در مصراع دوّم و دوّمى در آخر اينمصراع قرار گرفته و جامعشان اشتقاق مىباشد . و كلمه [ بيض ] يعنى سيوف و شمشيرها و [ قواضب ] يعنى قواطع و برّان و [ فى الوغى ] يعنى فى الحرب و بواتر يعنى قواطع و كلمه