سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

199

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

الخيل معقود بنواصيها الخير ( به پيشانى اسبها خيرگره زده شده است ) . شاهد در [ خيل ] و [ خير ] بوده كه دو حرف [ لام ] و [ راء ] در آن دو با هم متباين بوده و در عين حال متقارب المخرج هستند و در آخر واقع شده‌اند . جناس لاحق و اقسام آن صورت دوّم يعنى آن جائى كه دو حرف مختلف با هم متقارب المخرج نباشند را جناس لاحق گويند و آن نيز بر سه قسم است : 1 - آنكه حرف اجنبى در اوّل باشد مانند : ويل لكلّ همزه لمزة ( واى بر هر عيب‌گيرنده و طعن‌زننده به ديگران ) . كلمه [ همزه ] به معناى كسر و [ لمزه ] به معناى طعن است ولى در مقام استعمال اينطور شايع شده كه اوّلى را در كسر و كاهيدن اعراض مردم استعمال كرده و دوّمى را در طعن زدن بايشان به كار مىبرند و وزن [ فعله ] بر اعتياد دلالت دارد يعنى [ همزه ] به كسى مىگويند كه به كاستن اعراض مردم اعتياد پيدا كرده و [ لمزه ] بشخصى گفته مىشود كه طعن زدن به مردم حرفه‌اش گرديده است . و بهرصورت شاهد در [ همزه ] و [ لمزه ] است كه در ابتداء آنها [ هاء ] و [ لام ] قرار گرفته و ايندو حرف با همه متباين بوده و مخرجشان نيز با هم متقارب نيست . 2 - آنكه حرف اجنى در وسط باشد مانند :