سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
19
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
ضمير در [ به ] به طباق راجع بوده و حاصل كلام اينكه : دو چيز به طباق ملحق است : الف : جمع نمودن بين دو معنائى كه يكى از آنها تعلّق دارد به معنائى كه مقابل ديگرى است و مقصود از [ تعلّق ] نوعى از تعلّق است همچون تعلّق سببيّت و لزوم مانند فرموده حقتعالى : اشدّاء على الكفّار ، رحماء بينهم ( ياران و همراهان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر كافران بسيار سختدل و با يكديگر در كمال مهربانى هستند ) . چه آنكه رحم و مهربانى اگرچه مقابل شدّت نيست ولى مسبّب از نرم دلى است كه آن ضدّ شدّت و سختدلى مىباشد . ب : جمع بين دو معناى غير متقابل كه از آنها به دو لفظى كه معناى حقيقى آن دو متقابلند تعبير نموده باشند مانند قول دعبل خزاعى : لا تعجبنى يا سلّم من رجل * ضحك المشيب برأسه فبكى يعنى : اى سلمى تعجّب مكن از مردى كه پيرى و سفيدى موى در سرش ظاهر گرديده و بخاطر اينجهت غمگين و محزون گرديده . مقصود شاعر از [ من رجل ] خود او بوده و از [ ضحك ] ظهور و آشكار شدن تامّ مىباشد و ضمير در [ بكى ] به آن رجل راجع است . در اين بيت شاعر بين [ ضحك المشيب ] كه به معناى ظهور پيرى است و [ بكاء ] كه به معناى غمگين شدن است جمع كرده و ايندو به ملاحظه معنائى كه برايشان نقل شد مقابل هم نيستند ولى باعتبار معناى حقيقى آنها كه خنده و گريه باشند قطعا مقابل يكديگر مىباشند . و بهرصورت دوّمى را ايهام التّضاد گويند زيرا دو معنا وقتى با