سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

184

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

واگذار او را كه دولتش به زودى رونده و فانى شدنى است . كلمه [ ذاهبة ] در مصراع اوّل يعنى صحب هبه و بخشش و [ دعه ] يعنى ترك كن او را و واگذارش و لفظ [ ذاهبة ] در مصراع دوّم يعنى غير باقى و فانى شونده . شاهد در دو لفظ [ ذاهبة ] و [ ذاهبة ] در مصراعين استكه اوّلى مركّب از [ ذا ] به معناى صاحب و [ هبة ] به معناى بخشش بوده و دوّمى مفرد است به معناى رونده و فانى شونده و چنانچه مشاهده ميكنيم ايندو از نظر خطّ و نوشتن مشابه هم هستند لذا جناس مشابه مىباشند . ب : آنكه لفظ مفرد و مركّب در خطّ با هم متّفق نباشند ، اين نوع از جناس را جناس مفروق خوانند زيرا دو لفظ از نظر كتاب با هم افتراق دارند مانند آنچه در قول على بن محهّر البسنى وارد شده : كلكّم قد اخذ الجام و لا جام لنا * ما الذى ضرّ مدير الجام لو جاملنا يعنى : بدرستيكه هريك از شما جامى شراب از ساقى گرفته‌ايد در حالى كه براى ما جامى نمانده و چه ضررى به ساقى وارد ميشد اگر با ما نيز احسان مىكرد . شاهد در [ جام لنا ] در مصراع اوّل و [ جاملنا ] در مصراع دوّم است كه اوّلى مركّب و دوّمى مفرد است و در كتابت با هم مشابه نيستند چه آنكه اوّلى به صورت مفرّق و جدا نوشته شده و دوّمى متّصل و يك جا ضبط گرديده است لذا ايندو از باب جناس مفروق مىباشند . سپس شارح گويد : اينكه گفتيم اگر دو لفظ مفرد و مركّب با هم مشبه نباشند جناس را