سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

145

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

لا افعل كذا حتّى يبيض الفار ( فلان عمل را انجام نخواهم داد مگر آنكه موش تخم بگذارد ) يا آنكه مىگوئيم : لا افعل كذا حتّى يلج الجمل فى سمّ الخياط ( فلان عمل را انجام نخواهم داد مگر آنكه شتر در سوراخ سوزن داخل شود ) . چه آنكه تخم گذاردن موش و داخل شدن شتر در سوراخ سوزن امر ممتنع و محالى است قهرا آنچه بر آن معلّق شده نيز ممتنع مىباشد . وجه حصول تأكيد در اينقسم از وجوه معنوى وجه حصول تأكيد در اينقسم از وجوه معنوى آن است كه تقرير و بيان آن همچون ادّعاى شئ با بيّنه و برهان مىباشد چه آنكه متكلّم در اينقسم از كلام نقيض مدّعاى خود همچون اثبات عيب را بر امر محال معلق مىكند و چون معلق بر امر محال ، محال است نتيجتا عدم عيب محقّق مىشود . و نيز وجه ديگر براى حصول تأكيد اينستكه : اصل در مطلق استثناء آنست كه آن را به صورت اتّصال بياورند يعنى مستثنامنه بطورى باشد كه بفرض سكوت از استثناء مستثنا در آن داخل باشد چه آنكه در محلّش مقرّر است استثناء منقطع و منفصل مجاز مىباشد و بهرصورت وقتى اصل در استثناء اتّصال بود بناچار بايد بپذيريم ذكر ادات استثناء قبل از ذكر مستثناء بتوهّم مىاندازد كه از مستثنامنه چيزى را اخراج كرده‌ايم نتيجتا وقتى صفت ممدوحى پهلوى ادات استثناء قرار گرفت و بدين ترتيب استثناء از صورت اتّصال به انقطاع محوّل يافت تأكيد حاصل مىشود زيرا در اين نحو از سخن و كلام