سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

112

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

كلمه [ سنابك ] يعنى سمهاى اسبهاى نجيب و ضمير در [ عليها ] به جياد راجع بوده و كلمه [ عثير ] بكسر عين يعنى غبار . و از كلمات لطيفى كه از علّامه شيرازى در شرح مفتاح صادر شده اينستكه وى گفته : كلمه [ عثير ] عبارتست از [ غبار ] و عين در آن مفتوح نيست يعنى در قرائت بايد بكسر قرائت شود . و لطيف‌تر از كلام وى عبارتى است كه خود شنيدم و آن اينستكه : قاطردارى در بازار بغداد قاطر خود را مىراند اتّفاقا يكى از عدول دار القضاء آنجا حاضر بود ، قاطر درحاليكه از نزديك آن شخص مىگذشت ضرطه‌اى ( بادى ) از آن خارج شد ، قاطرچى بعادتى كه اهل اين صنف دارند بلافاصله گفت اين ضرطه در ريش عدل ( بكسر عين يعنى يكى از دو طرف بارى كه بر قاطر نهاده شده ) بوده نه به صورت قاطرچى ناگهان يكى از ظرفاء كه در آنجا حاضر بود فورى گفت : عين عدل را فتحه بده چه آنكه مولى و شخصى كه سزاوارتر است به اصابت ضرطه به ريش وى در اينجا حاضر است يعنى ضرطه را به ريش [ عدل ] حواله بده نه به بارى كه بر قاطر است . سپس شارح مىگويد : و از همين قبيل است عبارتى كه من در قصيده آورده و گفته‌ام : علا فاصبح يدعوه الورى ملكا * و ريثما فتحوا عينا غدا ملكا يعنى : آن سلطان بلندمرتبه شد پس صبح نمود در حالى كه مردم او را ملك و سلطان ميخواندند و زمانيكه عين آن يعنى [ لام ] را فتحه داده پس او فرشته گرديد .