سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

106

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

2 - اغراق . 3 - غلوّ . البتّه حكم به اين انحصار بمجرّد استقراء نبوده بلكه با در دست داشتن دليل قطعى اين ادّعاء را مينمائيم و شرح آن دليل اينستكه : مطلبى را كه شخص ادّعاء مىكند اگر عقلا و عادتا امر ممكنى باشد به آن تبليغ گويند مانند آنچه در قول امرء القيس آمده : فعادى عداء بين ثور و نعجة * دراكا و لم ينضح بماء فيغسل يعنى : پس آن اسب دويد ، دويدنى ميان گاو نر وحشى و ماده آن درحاليكه رسيد از پس ايشان و عرق نكرد به آب‌تا تر شود . ضمر فاعلى در [ عادى ] به فرس راجع بوده و كلمه [ عداءا ] عبارتست از حصول موالات بين دو صيد بطورى كه احد الصيدين را بدنبال ديگر مجروح ساخته و بر زمين بياندازند بدون اينكه فاصله‌اى متخلل شود . و كلمه [ ثور ] عبارتست از گاو نر وحشى و [ نعجة ] مادّه آن را گويند . و لفظ [ دراكا ] يعنى متتابعا پست سرهم . و كلمه [ فيغسل ] مجزوم است تا معطوف باشد بر [ ينضح ] يعنى لم يعرق فلم يغسل ( عرق نكرد پس تر نشد ) . در اين بيت شاعر اراده كرده كه اسبش در يك ميدان هم گاو نر وحشى و هم مادّه آن را درك كرده و هردو را گرفته است درحاليكه فعّاليّت زيادى نكرده كه موجب عرق كردنش شود و اين امرى است ممكن هم بحسب عقل و هم از نظر عادت و عرف . و اگر مطلبى را كه شخص ادّعاء مىكند تنها عقلا ممكن باشد نه