سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

66

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

2 - آنكه به معناى مضارع مىباشد مثل : وى ، وا ، واها ( اعجب ) ، افّ ( اتضجرّ ) ، اوه ( اتوجّع ) . 3 - آنكه به معناى ماضى مىباشد همچون : شتّان ( افترق ) ، هيهات ( بعد ) ، و شكان و سرعان ( سرع ) ، بطان ( بطىء ) . تقسيم ديگر اسم فعل بتقسيم ديگر بر دو قسم است : 1 - اسم فعلى كه از حرف جزّ و ظرف منقول است مانند : عليك ( الزم ) ، اليك ( تنحّ ) ، دونك ( خذ ) . 2 - اسم فعلى كه منقول از مصدر مىباشد مانند : رويد كه از « ارواد » منقول است به معناى « امهل » وبله كه در اصل مصدر است براى فعلى كه از نظر معنا با « دع » مرادف است . احكام اسماء افعال براى اسماء افعال احكامى است كه در ذيل بطور اختصار بيان مىكنيم : 1 - اسم فعلى كه از حرف حرّ و ظرف منقول باشد لازم است بضمير مخاطب متّصل شود چنانچه مثالش گذشت . و محّل ضمير از نظر اهل بصره جرّ و بعقيده كسائى نصب و نزد فرّاء نحوى رفع مىباشد . 2 - اسم فعلى كه از مصدر منقول است گاهى نصب داده همچون : رويد زيدا و بله زيدا . و زمانى جرّ مىدهند نظير : رويد زيد يا بله زيد . 3 - عملى كه براى افعال ثابت است براى اسماء نيز محققّ مىباشد ، بنابراين گاهى فاعل ظاهر و زمانى فاعل مستتر را رفع داده و همچون افعال بدون واسطه بمفعول