سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

57

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

خواهيم آورد . اسم فاعل و شرح احكام آن اسم فاعل : عبارتست از اسمى كه دلالت بر فاعل فعل بنحو حدوث نمايد و آن يا از ثلاثى مجرّد بوده و يا از غير ثلاثى مىباشد . در صورتى كه از ثلاثى مجرّد باشد بر وزن فاعل آمده همچون : كتاب ، ناصر ، جالس و اگر از غير آن باشد بر وزن مضارع معلومش مىآيد همچون : محسن ( از باب افعال ) و مقلّد ( ازباب تفعليل ) و مقابل ( از باب مفاعله ) . براى اسم فاعل احكامى است كه ذيلا درج ميشوند : 1 - اسم فاعل از نظر عمل كردن مانند فعلش مىباشد يعنى اگر از فعل لازم بوده صرفا فاعل گرفته و در صورت اتّخاذ از فعل متعدّى نياز بمفعول نيز دارد . 2 - در اعمال اسم فاعل ادباء تفصيلى داده‌اند و يا از آن خالى مىباشد . در صورتى كه با الف و لام باشد مطلقا عمل مىكند چه به معناى ماضى بوده و چه به معناى غير آن باشد و اگر از الف و لام مجرّد باشد از دو حال خالى نيست : الف : آنكه به معناى ماضى بوده . ب : آنكه به معناى حال يا استقبال باشد . اگر به معناى ماضى بيايد عمل نمىكند و در صورتى كه به معناى حال يا استقبال باشد عمل فعلش را نموده مشروط باينكه قبل از آن يكى از اشياء ذيل قرار گرفته باشد : حرف استفهام مانند : أضارب زيد عمرا الآن اوغدا . حرف نداء مثل : يا طالعا جبلا الآن او غدا . حرف نفى همچون : ما ضارب زيد عمرا الآن اوغدا . موصوف نظير : مررت برجل ضارب عمرو الآن اوغدا . مسند مانند : زيد ضارب عمرا الآن اوغدا . 3 - در اعمال اسم فاعل شرط نيست كه بر معمولش مقدّم باشد بلكه چه مقدّم و