سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
46
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)
تذكّر در فعل امر بين اهل كوفه و بصره اختلاف است : كوفيون آن را معرب و مجزوم دانسته و بصريّون معتقدند كه امر مبنى بر سكون است منتهى سكونش همچون جزم بوده كه حركت آخرش را حذف كرده و حرف علّه و نون را نيز آخرش اسقاط مىكنيم . علّت بناء ماضى و حركت بناء فعل ماضى علّت بنائش آنست كه بر طبق اصل مىباشد چه آنكه اصل در افعال اينستكه مبنى باشند و حركت بنائش فتحه بوده و نه سكون زيرا بواسطه قرار گرفتنش بجاى اسم از اين نظر با آن شباهت پيدا كرده و همچون اسم متحرّك گرديده است . و مقصود از وقوع ماضى بجاى اسم اينستكه در بسيارى از مواضع ميتوان اسم را برداشت و ماضى را بجاى آن قرار داد مثلا در مثال : « مررت برجل ضارب » ميتوان گفت : مررت برجل قد ضرب . اعراب در مضارع اعراب فعل مضارع سه تا است : رفع ، نصب ، جزم . رفع : در وقتى فعل مضارع مرفوع است كه عامل نصبى يا جزمى در ابتداء آن نباشد همچون : يضرب ، ينصر ، يمنع . نصب : پس از دخول نواصب بر سر مضارع ، آن را منصوب مىخوانند . كيفيت نصب در فعل مضارع نصب در مضارع باينستكه در صيغههاى مفرد مذكّر و مفرد مؤنّث غائب و مفرد