سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

35

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

1 - فعل امر بر دو قسم است : امر غائب ، امر حاضر . امر غائب را از فعل مضارع مىگيرند به اين نحو كه شش صيغه غائب و دو صيغه متكلّم وحده و مع الغير را در نظر ابتداء بر سر آنها ( لام مكسور ) كه علامت امر غائب است درآورده و آخر را مجزوم مىسازند . مانند : ليضرب . امر حاضر را از فعل مضارع مىسازند به اين طرز كه شش صيغه حاضر را ملاحظه كرده ابتداء حرف مضارع را از اوّلش بر مىدارند سپس از دو حال خارج نيست : الف : آنكه حرف بعد از آن كه در واقع فاء الفعل باشد متحرك است . ب : آنكه فاء الفعل ساكن مىباشد . در صورت اوّل فقط آخرش را ساكن يا مجزوم مىكنند مانند : صرّف كه در اصل تصرّف بوده است . و در صورت دوّم به حرف بعد از فاء الفعل كه عين الفعل باشد نظر مىكنند از سه حال خارج نيست : يا مكسور است و يا مفتوح بوده و يا مضموم مىباشد . در دو صورت اوّل و دوّم يك همزه مكسور ابتداء فعل درآورده و آخرش را ساكن يا مجزوم مىسازند مانند : اضرب و امنع كه در اصل تضرب و تمنع بوده‌اند . و درصورت اخير همزه مضموم اوّلش درآورده و آخر آن را ساكن يا مجزوم مىكنند مثل : انضر كه در اصل تنضر بوده است . 2 - چنانچه گفتيم امر به امر حاضر و امر غائب تقسيم مىشود : امر غائب داراى هشت صيغه و امر حاضر شش صيغه دارد . هشت صيغه امر غائب عبارتند از : سه صيغه مذكّر و سه صيغه مؤنّث و دو صيغه متكلّم وحده و مع الغير .