سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
104
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)
حذف حرف مدّ و حذف الف مقصوره . مثال حذف حرف مدّ همچون : حبيرى در تصغير « حبارى » و مثال حذف الف مقصوره نظير : حبير در تصغير « حبارى » . 7 - كلماتيكه حرف دوّم آنها لين و از حرف لين ديگرى قلب شده باشند در وقت تصغير به اصلشان برمىگردند مانند : قويمة در تصغير « قيمة » . 8 - گاهى اسم مصغّر را مرخّم مىكنند يعنى حروف زوائد كلمه را حذف مىنمايند مانند : حميد در تصغير « حامد » و « حمدان » و « حمّاد » و « محمود » و « احمد » . 9 - كلمات مبنى را تصغير نمىبندند مگر چند لفظ بشرح ذيل : الّذى و الّتى و الّلذن و اللّتان و الّذين و اللّواتى و ذا و تا و تى و تان و ذان و اولاء . البتّه بايد توجّه داشت كه تصغير اين گونه از كلمات با تصغير اسماء معرب فرق دارد چه آنكه در اين نوع كلمات قاعده اينستكه در تصغيرشان حرف اوّل آنها را بر حركت اصلى باقى گذارده و عوض ضمّه در آخرشان الفى را اضافه مىنمايند لذا در تصغير الفاظ مذكور مىگويند : اللّذيا و اللّتيا و اللّذيون و واللّويون و ذيا و تيّا و ذيّان و تيّان . مذكّر و مؤنّث اسم بر دو قسم است : 1 - مذكّر . 2 - مؤنّث . مذكّر : آنست كه براى آن علامت تأنيث يعنى آلت انوثيّت نباشد مانند : زيد ، عمرو . مونّث : آنست كه براى ان علامت تأنيث يعنى آلت انوثيّت باشد نظير : هند ، مريم .