سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
70
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
قامت تظلّلنى و من عجب * شمس تظلّلنى من الشمس و نيز صحيح است كه وى از تعجّب كردن نهى كرده و بگويد : و لا تعجبوا من بلى غلالته * قد زرّ ازراره على القمر شارح گويد : برخى از ادباء معتقدند كه استعاره مجاز عقلى است يعنى لفظ در موضوع له لغوى استعمال شده منتهى متكلّم در امر عقلى تصرف كرده است زيرا لفظ را بر مشبّه اطلاق نكرده مگر بعد از اين ادّعاء كه مشبّه در جنس مشبّهبه داخل مىباشد و تقرير آن اينستكه : مثلا رجل شجاع را ادّعاء فردى از افراد شير قرار داده و سپس لفظ [ اسد ] را بر آن اطلاق ميكنند و پرواضح است در اين استعمال لفظ [ اسد ] در موضوعله لغوى به كار رفته است از اينرو نميتوان آن را مجاز لغوى تلقى نمود بلكه بملاحظه اينكه در امر عقلى تصرف شده و ادّعاء نمودهايم مشبّه از افراد مشبّه مىباشد لاجرم آن را مجاز عقلى بايد دانست . تنبيه و تبصره لازم بتذكّر است اينكه گفتيم استعاره بر مشبّه اطلاق نمىشود مگر بعد از اين ادّعاء كه در جنس مشبهبه داخل است جهتش آنست كه اگر چنين نباشد اساسا استعاره نيست زيرا مجرّد نقل اسم اگر استعاره باشد پس بايد تمام اعلام منقوله استعاره بوده و نيز نبايد استعاره ابلغ از حقيقت باشد چه آنكه مبالغهاى نيست در اطلاق اسم مجرّدى كه عارى از معنا باشد و نيز صحيح نيست بكسيكه گفته است : رأيت اسدا و مقصودش زيد است بگوئيم وى زيد را اسد قرار