سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
58
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
همچون قول شاعر : لدى اسد شاكى السّلاح مقذّف . مقصود از [ اسد ] رجل شجاع مىباشد . و نيز مانند فرموده حقتعالى : اهدنا الصّراط المستقيم . منظور از [ صراط المستقيم ] دين حقّ مىباشد . شارح گويد : استعاره عبارتست از مجازى كه علاقهاش مشابهت باشد يعنى قصد متكلّم آنست كه اطلاق آن بسبب مشابهت است ، بنابراين وقتى بر لب انسان اسم [ مشفر ] اطلاق شود ، اگر مراد تشبيه لب انسان به لب شتر باشد از حيث كلفت بودن آن را استعاره گويند و اگر غرض اطلاق مقيّد بر مطلق باشد همچون اطلاق [ مرسن ] بر بينى بدون اينكه غرض تشبيه باشد به آن مجاز مرسل گويند پس يك لفظ نسبت به يك معنا گاهى استعاره بوده و زمانى مجاز مرسل مىباشد . و بگفته مصنّف گاهى استعاره را به تحقيقيّه مقيّد نموده تا از استعاره تخييليّه و استعاره بالكنايه ممتاز و جدا شود و وجه تسميه آن به استعاره تحقيقيّه آنست كه آنچه بواسطه قصد شده و استعاره را در آن استعمال مىكنند محقّق است اعم از آنكه حسّا محقّق بوده يا عقلا تحقّق داشته باشد . و مقصود از تحقّق حسّى و عقلى آنست كه : لفظ را به امر معلومى نقل داده باشند كه بتوان بر آن تنصيص و تصريح نمود و اشاره حسّى يا عقلى به آن ممكن باشد .