سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
39
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
ذاتا با هم مختلف بوده و در نتيجه بينشان تباين كلّى مىباشد . قوله : فعرّفوا كلّا عليحدة : زيرا حقائق متبائن را ممكنست در يك تعريف جمع نمود . قوله : مرتجلا كان او منقولا : ضمير در [ كان ] بحقيقت راجع بوده و تذكير آن باعتبار لفظ مىباشد . مؤلف گويد : حقيقت مرتجل عبارتست از لفظى كه وضع شده براى معنائى ابتداءا بدون اينكه از معناى ديگرى نقل داده شده باشد همچون اسد كه براى حيوان مفترس ابتداءا وضع گرديده . حقيقت منقول : عبارتست از لفظى كه براى معنائى وضع شده بعد از آنكه در معناى ديگرى ابتداءا موضوع مىباشد مشروط باينكه بين معناى اوّل و دوّم مناسبت بوده و معناى اوّل مهجور باشد . مانند لفظ [ دابّه ] كه معناى اوّلش مطلق جنبنده بوده و معناى دوّمش خصوص چهارپايان مىباشد . قوله : او غيرهما : يعنى غير از مرتجل و منقول همچون مشتقات چه آنكه مشتقات نه مرتجل محض بوده و نه منقول مىباشند . امّا مرتجل محض نيستند بخاطر آنكه بخشى از آنها كه موادشان باشد قبلا و پيش از هيئتشان وضع شده پس نميتوان گفت مشتقات وضع ابتدائى محض دارند . امّا منقول نيستند به جهت آنكه هيئت آنها مسبوق به وضع ديگرى نمىباشد . قوله : قيّد بذلك : ضمير فاعلى [ قيّد ] بمصنّف راجع بوده