سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
333
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
بحدّ كمال رسيده همانطوريكه در مشبّهبه چنين مىباشد و ابدا وصف موجود در مشبّه نقصان و قصورى از وجود آن در مشبّهبه ندارد چنانچه نقض و قصور بحدّ كمال رسيد همانطورى كه در مشبّهبه ندارد چنانچه نقض و قصور مزبور از تشبيه فهميده مىشود يعنى از تشبيه ميفهميم كه مشبّه از نظر وجه شبه انقص و اقصر از مشبّهبه است ولى در استعاره چنين نبوده بلكه مفيد آنست كه ايندو با هم متساوى ميباشند . البتّه معنا با تعبير استعارى از نظر واقع تغييرى نكرده و به حال خود باقى است باينمعنا كه مشبّه در واقع از نظر صفت و وجدان وجه شبه كه در مرتبه نازل و ناقصتر از مشبهبه مىباشد همچنان به اين حال باقى است نهايت تعبير استعارى فرقش با تشبيه اين است كه از استعاره استفاده مىشود مشبّه وصفش در حدّ مشبهبه مىباشد نه اينكه از آن ناقصتر باشد بخلاف تشبيه كه مفيد اينمعنا نيست . سپس شارح مىگويد : امتياز و برترى : رأيت اسدا بر رأيت رجلا هو و الاسد سواء فى الشجاعة اين نيست كه اوّلى مفيد اينمعنا باشد كه رجل از نظر شجاعت از حدّ مساوات با شير گذشته و داراى شجاعت و دليرى زائدى است در حالى كه مثال دوّم مفيد اينمعنا نيست بلكه فضيلت و امتياز مثال اوّل بر دوّم اينستكه : از مثال اوّل استفاده مىشود كه رجل و اسد در شجاعت با هم مساوى هستند و اين معنا از مثال دوّم فهميده نميشود و اللّه اعلم . قسم دوّم از فنون سهگانه كتاب در اينجا بپايان رسيد و ما خود را موظف مىدانيم كه حقتعالى را در مقابل نعمتهاى فراوانش كه بما