سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

29

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

شود . حال در اينكه واضع الفاظ در مقابل معانى كيست ؟ اختلاف است ، ابو الحسن اشعرى مىگويد واضع الفاظ خدا مىباشد و بعضى ديگر واضع الفاظ را يعرب بن قحطان دانسته‌اند . و ما متعرّض اينمعنا نشده و تحقيق آن را بمحلّ ديگر واگذار مينمائيم چه آنكه دانستن واضع و اينكه وى چه شخصى است چندان اهميّت ندارد . و در مقابل اهل تحقيق عباد بن سليمان صيمرى و تابعينش گفته‌اند : مخصّص الفاظ بمعانى ذات كلمه مىباشد باينمعنا كه بين لفظ و معنا مناسبت طبيعى و ذاتى است لذا هركسى لفظى را بشنود معنا را ميفهمد چون بين ايندو مناسبت ذاتى مىباشد . مصنّف مىگويد : ظاهر اينقول فاسد بوده و به آن نميتوان اعتماد كرد . شارح مىگويد : سه اشكال به ظاهر اين قول وارد مىباشد . 1 - لازمه اين رأى آنست كه لغات اهل زبان نبايد با هم اختلاف داشته بلكه بايد جميع مردم در زبان و لغات با هم متّحد باشند زيرا وقتى دلالت لفظ بر معنا ذاتى بود اختلاف نژاد موجب نميشود كه امر ذاتى تخلّف پيدا كند از اينرو بايد همه مردم بيك زبان و لغت صحبت كرده و جملگى زبان هم را بفهمند در حالى كه چنين نيست . 2 - طبق اين قول محال و ممتنع است بتوان بواسطه قرينه لفظ را طورى قرار داد كه بر معناى مجازى دلالت كند زيرا وقتى پذيرفتيم