سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

270

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

[ جواب شارح از وجود استعاره بالكنايه بدون تخييليه ] جواب شارح از عود اعتراض اول يعنى وجود استعاره بالكنايه بدون تخييليه شارح گويد : ممكنست در مقام جواب بگوئيم : مقصود از عدم انفكاك استعاره بالكنايه از تخييليّه آن است كه در كلام فصحاء كه شايع و رائج است تخييليّه بدون استعاره بالكنايه يافت نميشود نه آنكه اين عدم انفكاك در مطلق كلام‌ها باشد چه آنكه نزاعى نيست در اينكه مثل [ اظفار المنيّة ] كه به درّنده تشبيه شده شايع نيست لذا اگر استعاره بالكنايه در آن از تخييليّه منفكّ باشد نميتوان بواسطه‌اش اعتراض و اشكال بر سكّاكى كرد و بهرصورت در عدم شيوع اينكلام نزاع و اختلاف نبوده بلكه صحبت از صحّت آن مىباشد و بهرصورت مقصود از عدم انفكاك مزبور عدم انفكاك تخييليّه از استعاره بالكنايه است و امّا وجود استعاره بالكنايه بدون تخييليّه امرى است شايع و فراوان و صاحب كشّاف اينمعنا را در ذيل فرموده حقتعالى : الّذين ينقضون عهد اللّه تقرير كرده و صاحب مفتاح نيز خود به آن در مثل انبت الرّبيع البقل تصريح كرده است پس حاصل و نتيجه مرام و مذهب سكّاكى اينست كه : قرينه استعاره بالكنايه گاهى استعاره تخييليّه بوده مانند اظفار المنيّة و نطقت الحال و گاهى استعاره تحقيقيّه مىباشد چنانچه در فرموده حقتعالى :