سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
243
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
امرى كه از خواص و لوازم مشبّهبه است در استعاره تخييليّه چون با مشبه همچون مرگ مقرون واقع مىشود لذا آن را مجاز از امر متوهمى كه ممكنست آن را براى مشبه اثبات نمائيم قرار مىدهيم ولى در ترشيح چون امر مختصّ بمشبهبه با لفظ آن مقرون مىباشد از اينرو هيچ نيازى بجعل آن بعنوان مجاز از امر متوهّم مزبور نداريم زيرا مشبهبه را گويا همان معنا درحاليكه با لوازمش مقارن است قرار دادهايم حتّى مشبّهبه در رأيت اسدا يفترس اقرانه ( ديدم شيرى را كه اقران و همانند خود را ميدرد ) اسد و شيرى استكه به افتراس حقيقى موصوف مىباشد بدون اينكه بتوهّم نمودن صورت و اعتبار و لحاظ مجرّد در افتراس نيازى باشد بخلاف اينكه بگوئيم : رأيت شجاعا يفترس اقرانه چه آنكه در اينمثال به توهّم صورت و لحاظ مجاز در افتراس نيازمنديم تا بدينوسيله صحيح باشد اثبات افتراس براى شجاع پس در آنچه گفته شد تأمل نما زيرا در كلام مزبور جاى دقّت مىباشد . شرح فارسى : توضيح قوله : ما ذكره السّكاكى فى التّخييليّة : مقصود از [ ما ذكره الخ ] اتيان و آوردن لفظى است كه لازمه مشبّهبه بوده و آن را با مشبّه در صورت وهميّهاى كه شباهت به لازمه مشبهبه دارد استعمال نمائيم . قوله : ان يكون الترشيح الخ : مقصود از [ ترشيح ] ترشيحى است كه در استعاره مصرّحه مىآورند نه ترشيحى كه در استعاره مكنيّه ذكر مينمايند و خلاصه اشكال مصنّف به سكّاكى آنست كه طبق بيان سكّاكى ترشيح همان استعاره تخييليّه مىشود لذا امر از دو حال خارج نيست : يا سكّاكى