سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

236

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

ترجمه انتقاد مصنف به تفسير استعاره تخييليه در كلام سكاكى مصنّف گويد : در تفسيرى كه سكّاكى براى استعاره تخييليّه نموده تعسّف بوده مضافا باينكه اين تفسير با تفسيرى كه ديگران براى آن نموده گفته‌اند : استعاره تخييليّه عبارتست از جعل الشّئ للشّئ . مغاير مىباشد . شارح گويد : در تفسيرى كه سكّاكى براى استعاره تخييليّه نمود تعسّف مىباشد . و معناى تعسّف اخذ بر غير طريق مىباشد . امّا وجه تعسّف در تفسير سكّاكى : جهتش آنست كه در آن كثرت اعتباراتى است كه هيچ دليلى بر آنها دلالت نكرده و حاجت و نيازى هم به آنها نيست . بعضى ديگر در وجه تعسّف گفته‌اند : وجه تعسّف در تفسير سكّاكى اينستكه اگر امر طبق گمان سكّاكى مىبود لازم بود كه اين استعاره را توهّميه گويند نه تخييليّه . شارح گويد : وجهى كه ذكر شد در نهايت ضعف و غايت سقوط است زيرا در تسميه ادنى مناسبت كافى است و تناسب بين جميع جهات لازم نمىباشد . علاوه بر اين ميگوئيم :