سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

232

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

و اذ المنيّة انشبت بفلان * الفيت كلّ تميمة لا تنفع در اين بيت شاعر وقتى منيّه ( مرگ ) را در اهلاك ناس به سبع و درّنده تشبيه مىكند وهم شروع مىكند كه آن را به صورت درّنده‌اى تصوير نموده و لوازم درّنده را برايش اختراع كند مخصوصا لازمى را كه به هلاكت رساندن مردم قائم و وابسته به آن است از اينرو براى مرگ صورتى همچون صورت اظفار كه امر محقّقى است اختراع نموده و سپس براى صورت يعنى صورت اظفار لفظ اظفار را اطلاق مىكند و بدين ترتيب استعاره تصريحيّه تحقّق ميابد زيرا اسم مشبّه‌به يعنى اظفار كه امر محقّقى است بر مشبّه يعنى صورت وهمى شبيه به صورت اظفار كه محقّق است اطلاق شده و قرينه آن اضافه اظفار به منيّه است . و استعاره تخييليّه از نظر سكّاكى گاهى بدون استعاره بالكنايه يافت مىشود فلذا براى اين استعاره ( استعاره تخييليّه ) سكّاكى به مثل اظفار المنيّة الشّبيهة بالسّبع مثال آورده است پس بعقيده وى شاعر تصريح به تشبيه كرده تا استعاره تنها در اظفار تحقّق پيدا نموده بدون اينكه استعاره بالكنايه در منيّه وجود پيدا كند . مصنّف مىگويد : اينكلام جدا بعيد از واقع بوده و برايش در كلام اهل لسان مثالى يافت نميشود . شرح فارسى : توضيح قوله : بما لا تحقّق لمعناه حسّا : يعنى بهيچيك از حواس پنجگانه ( باصره ، سامعه ، شامّه ، ذائقه و لامسه ) درك نشود