سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
177
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
دلالت بر مقصود است و براى حال زبان كه قوام دلالت به آن مىباشد را اثبات نموده است . شارح گويد : مثال استعاره بالكنايه و تخييليّه مانند آنچه در قول هذلى آمده : و اذا المنيّة انشبت اظفارها * الفيت كل تميمة لا تنفع يعنى : و زمانيكه مرگ چنگالهايش را فروبرد يافتم كه هيچ حرزى نافع و مؤثر نيست . كلمه [ انشبت ] يعنى [ علّقت ] فروبرد و [ تميمة ] حرزى را گويند كه بعنوان تعويذ و حفاظت همراه مىكنند پس تفسير بيت چنين است : زمانيكه مرگ چنگالش را در شيئى انداخت تا آن را از بين ببرد حيلهها ديگر باطل شده و كارگر نيستند . در اين بيت هذلى در نفس خود مرگ را در به هلاكت رساندن نفوس بواسطه قهر و غلبه و بدون اينكه بين اشخاص كثير النّفع يا كثير الضّرر فرقى بگذارد و بدون اينكه به مستحق ترحّم رحم كرده و بر صاحب فضيلت ترحّم نمايد به درّنده تشبيه كرده و چنگال كه هلاك كردن درّنده بدون آن صورت نمىگيرد را براى مرگ اثبات نموده است تا بدينوسيله مبالغه در تشبيه حاصل گردد ، بنابراين تشبيه مرگ به درّنده استعاره بالكنايه بوده و اثبات اظفار و چنگال براى مرگ استعاره تخييليّه مىباشد