سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

137

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

[ استعاره تبعيّه و برخى از موارد آن ] اللفظ الواحد بالنسبة الى المعنى الواحد استعارة و مجازا مرسلا باعتبار العلاقتين . ترجمه مصنّف گويد : در دوتاى اوّلى و دوّمى تشبيه در معناى مصدرى است و در سوّمى تشبيه در متعلّق معناى آن مىباشد همچون مجرور در مثال : زيد فى نعمة . بنابراين در : نطقت الحال بكذا و الحال ناطقة بكذا بايد تشبيه دلالت به نطق را مقدر گرفت زيرا بواسطه دلالت مطالب واضح مىشود همانطوريكه بواسطه نطق اين امر صورت ميگيرد . شارح گويد : مقصود از [ اوّلين ] فعل و مشتق از آن بوده و مراد از [ ثالث ] حرف مىباشد و ضمير در [ معناه ] به حرف راجع است و حاصل آنكه : وقتى استعاره را در اين سه تبعيّه دانستيم در فعل و مشتقات از آن تشبيه ملحوظ و منظور مىگردد . صاحب مفتاح مىگويد : مقصود از متعلّقات معانى حروف همان استكه وقتى معناى آنها را تفسير كرده از آن نام مىبرند چنانچه مىگويند : معناى [ من ] ابتداء غايت است . و معناى [ فى ] ظرفيّت بوده . و معناى [ كى ] غرض مىباشد . پرواضح است معانى سه‌گانه مذكور ، معانى حروف مزبور نبوده و الّا حروف ياد شده نبايد حرف محسوب شوند بلكه لازم است