سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

130

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

وجه تسميه استعاره به استعاره تبعيه وجه تسميه استعاره مزبور به استعاره تبعيّه آنست كه استعاره اعتماد و استنادش به تشبيه بوده و تشبيه هم مقتضى است كه مشبّه بوجه شبه موصوف بوده يا با مشبّه‌به در وجه شبه مشترك باشد و بديهى استكه تنها حقائق و امور متقرّره و ثابته براى موصوف واقع شدن صلاحيّت دارند چنانچه گويند : جسم ابيض و بياض صاف . بخلاف معانى افعال و صفاتيكه از افعال مشتقّ هستند زيرا اينمعانى متجدّد بوده و در افعال بواسطه دخول زمان در مفهومشان و در صفات بملاحظه عروض زمان بر آنها تقرّر و ثبوت منتفى است . مناقشه شارح در وجه تسميه مذكور بيانى كه در وجه تسميه استعاره به تبعيّه ذكر شد از برخى ارباب فنّ نقل شده ولى ما در آن مناقشه و اشكال داريم زيرا دليل مزبور اوّلا مستقيم و صحيح نيست و بفرض استقامتش را بپذيريم عام نبوده و شامل برخى از مشتقّات همچون اسم زمان و مكان و آلت نمىگردد چه آنكه اين اسماء براى موصوفيّت صلاحيّت دارند و از اين گذشته خود حضرات نيز تصريح كرده‌اند باينكه مراد از مشتقّات صفات است نه اسم زمان و مكان و آلت ، بنابراين لازم است استعاره در اين اسماء اصليّه باشد يعنى تشبيه را در نفس آنها مقدّر گرفت نه در مصدرشان درحاليكه چنين نبوده و قطع