سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

104

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

ترجمه مصنّف گويد : و يا قدر جامع داخ در مفهوم طرفين نيست چنانچه مثالش گذشت . تقسيم ديگر براى استعاره باعتبار قدر جامع و نيز استعاره يا عاميّه بوده و آن عبارتست از استعاره‌ايكه مبتذل مىباشد زيرا جامع در آن ظاهر و آشكار است مانند : رأيت اسدا يرمى . يا خاصيّه بوده و آن استعاره‌اى استكه غريب باشد . و غرابت گاهى در نفس شبه است چنانچه در قول شاعر مىباشد : و اذا احتبى قربوسه بعنانه * علك الشكيم الى انصراف الزّائر و زمانى بواسطه تصرّف حاصل مىشود چنانچه در قول شاعر آمده : و سالت باعناق المطىّ الاباطح . زيرا شاعر فعل را به اباطح نسبت داده نه مطىّ و از طرف ديگر [ اعناق ] را در سير داخل نموده است . شارح گويد : عبارت [ امّا غير داخل ] معطوف است بر [ امّا داخل ] و حاصل آنكه : استعاره‌اى كه قدر جامع در مفهوم طرفين داخل نيست مثالش قبلا گذشت و آن استعاره آوردن اسد براى رجل شجاع و نيز استعاره آوردن شمس براى وجه متهلّل و امثال ايندو مىباشد چه آنكه ظاهر و