سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

348

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

اختصاص به استقبال مىدهد همان‌طورى كه [ سين ] و [ سوف ] چنين مى باشند ، بنابراين [ هل تضرب زيدا و هو اخوك ] صحيح نيست چه آنكه بقرينه [ و هو اخوك ] هل عرف از [ تضرب ] زمان حال را استفاده ميكنند و لازمه آن اينستكه هل بر سر فعلى داخل شده باشد كه معنايش حال است نه استقبال و اين معنا چنانچه گفتيم صحيح نيست بخلاف اتضرب زيدا و هو اخوك كه صحيح است اين مثال گفته شود در حالى كه قصد انكار فعلى است كه در حال واقع مىشود يعنى متكلم بمخاطب ميخواهد بگويد : سزاوار نيست زيد كه در حال حاضر برادر تو است او را بزنى و همانطورى كه اشاره كرديم وجه عدم صحت اين مثال با [ هل ] آنست كه اين كلمه فعل مضارع را اختصاص به زمان استقبال مىدهد لذا صلاحيّت ندارد براى انكار نمودن فعلى كه در زمان حال واقع مىشود بخلاف همزه چه آنكه اين كلمه براى انكار فعل مزبور صالح و شايسته است زيرا مضارع را اختصاص به استقبال نمىدهد . تنبيه و تبصره شارح سپس گويد : ما در ذيل عبارت مصنف كه گفت [ فلا يصح هل تضرب زيدا و هو اخوك ] اضافه كرده و گفتيم : فى ان يكون الضرب واقعا فى الحال . خاصيت و فائده اين عبارت ما اينست كه بواسطه آن دانسته مىشود اين امتناع منحصر بيك مورد خاص و مثال مخصوصى نبوده بلكه در هر جائى كه قرينه‌اى يافت شود براينكه مقصود فعلى است كه در حال واقع