سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
341
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
كه البته اين دو جمله را در زمانى مىگويند كه مطلوب حصول تصديق به ثبوت قيام براى زيد و قعود جهت عمرو باشد و بخاطر همين اختصاصى كه [ هل ] به طلب تصديق دارد گفتن : هل زيد قام ام عمرو ممتنع مىباشد زيرا وقوع كلمه مفرد بعد از لفظ [ ام ] دليل است براينكه [ ام ] متصلّه بوده و آن براى طلب تعيين احد الامرين با علم به ثبوت اصل حكم مىباشد در حالى كه گفتيم [ هل ] صرفا براى طلب حكم استعمال مىشود و اگر بگوئى : هل زيد قام ، بدون آوردن كلمه [ ام عمرو ] اگرچه ممتنع نيست ولى در عين حال قبيح مىباشد چنانچه علتش به زودى خواهد آمد . و نيز بخاطر همين است كه مثال : هل زيدا ضربت قبيح مىباشد زيرا تقديم [ زيدا ] مستدعى است نسبت به اصل فعل تصديق و اعتراف باشد در نتيجه هل براى طلب حصول حاصل به كار رفته كه آن امر محالى مىباشد . جالب نظر آنكه در اين مثال اطلاق و گفتن آن تنها قبيح بوده نه آكه ممتنع باشد زيرا محتمل است [ زيدا ] مفعول براى فعل محذوف بوده و بدين ترتيب كلمه [ هل ] براى طلب تصديق او غير حاصل آمده باشد يا ممكن است مقدم داشتن [ زيد ] براى صرف اهتمام بوده نه تخصيص تا نسبت معلوم بوده و در نتيجه هل براى طلب تصديق امر حاصل استعمال شده باشد . ولى در عين حال ايندو احتمال خلاف ظاهر بوده لاجرم مثال مذكور قبيح محسوب مىشود بخلاف هل زيدا ضربته كه هيچ قبحى در آن نيست زيرا ممكن است مفسّر را پيش از [ زيد ] در تقدير گرفت و بدينترتيب [ هل ] بر سر آن درآمده و سئوال از اصل نسبت باشد و تقدير چنين است :